• Untitled-1
  • Untitled-2
  • Untitled-3
  • Untitled-4
  • Untitled-5
  • Untitled-6
  • Untitled-7
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 Rating 0.00 (0 Votes)
ثمین باغچه بان آهنگساز پیشرو ایرانی که همیشهآرزو داشت هر روز نوروز و هر چهارشنبه، چهارشنبه سوری باشد، درست در روزچهارشنبه سوری دو سال پیش (۱۳۸۶) در غربت جانکاه خود در استانبول درگذشت ودر نخستین روز نوروز به خاک سپرده شد

مادر پائیز همان سال به دیدار او رفته بودیم تا گپ و گفت و گوئی با او داشتهباشیم. آن چه می‌خوانید حاصل این گفت و گو و یکی دو گفت و گوی پیش از آناست.

ثمینبا غچه بان در سال ۱۳۰۴ خورشیدی در تبریز زاده شد. پدرش جبار باغچه بان،در خانه خود کودکستانی به نام " باغچه اطفال" بنیاد کرده بود که در آن ازبام تا شام سرود خوانده می‌شد. ثمین در همین باغچه و در میانه شعر و سرودچشم به جهان گشود و در کنار کودکان دیگر از روش‌های پرورشی پدر بهرهمی‌برد.

ثمین هنوز خردسال بود که همراهخانواده و به سبب ماموریت پدر رهسپار شیراز شد و در آن جا نیز همه لحظاتزندگی‌اش در کودکستان خانگی پدر گذشت. در سال ۱۳۱۱ خانواده باغچه بان بازناگزیر از تغییر محل اقامت شد. این بار نوبت تهران بود که پدر در آننخستین مدرسه آموزش کر و لال‌ها را به وجود آورد. زندگی پدر سرشار از فقروفاقه بود. میان مشغله‌های گونه‌گون از شاگرد قنادی گرفته تا آموزگاری،آموزش و پرورش کودکان، به ویژه کودکان کر و لال، بیشترین توان و زمان اورا مصروف خود می‌داشت.

ثمین به گفته خودشموش آزمایشگاه پدر شده بود. پدر گوش‌هایش را با موم پر می‌کرد و او را وامی‌داشت بدون استفاده از حس شنوائی حرف‌های اورا دریابد. آزمایش‌های پدربه نتیجه رسید و برای نخستین بار در ایران سمعکی را به نام "تلفن گنگاختراع کرد و آن را به نام خود به ثبت رسانید.

ثمینبدینگونه در فضای آموزش و پرورش کلاس پدر از"ارتباط طبیعی صوت و کلامآگاهی پیدا کرد و دریافت که هر واژه بار صوتی و احساس موزیکال خود را داردو این دو را می‌توان جای یکدیگر نشانید. آزمایش‌های پدر از یک سو و آشناییمادر با موسیقی و تارنوازی از سوی دیگر تاثیری ترکیبی در ثمین بر جای نهادکه راه آینده او را روشن ساخت. ثمین در "باغچه اطفال" خواننده سرودهاییبود که از پیوند شعر پدر و آهنگ مادر پدید می‌آمد.

شانس بزرگ

ثمیندر سال ۱۳۱۷ در هنرستان عالی موسیقی نام نوشت. البته کارها آنگونه که دلشمی‌خواست پیش نرفت. آرزو داشت پیانونواز شود ولی شرط محال نخستین آن بودکه پیانویی در خانه داشته باشد.

این بازندگی فقیرانه خانواده باغچه بان سازگار نبود. ناگزیر ولی باز هم با شور وشوق ویولن را انتخاب کرد، با این فکر که از ویولنی که مادرش در خانه داشتاستفاده کند. ولی شرط غیر عملی دیگر آن بود که جنس ویولن باید ممتاز باشدویولن مادر چنین نبود.

ثمین به ناگزیر و برخلاف میل درون به سازهای بادی روی آورد که آن‌ها را می‌شد از هنرستان بهوام گرفت. در قرعه فال ثمین نام دو ساز " کر" و " ابوا" آمده بود. بیرغبتی به سازهای بادی تحمیلی در نهایت به سود ثمین تمام شد. زیرا او را بهسوی آهنگسازی سوق داد و در کلاس آرمونی نو بنیاد "پرویز محمود" که تازه ازبروکسل بازگشته بود نام نوشت. سازهای بادی نیز به کناری نهاده شد. زیرا بهسبب درگیری جنگ دوم جهانی، هنر آموزان خارجی این سازها به کشورهای خودبازگشتند و بیشتر کلاس‌های هنرستان تعطیل شد.

ثمیندر جمع یکی دو سالی توانست در هنرستان درس بخواند و بتواند به قول خودش " گام دو ماژور" را با ابوا بنوازد و مبانی اولیه آرمونی را هم بیاموزد. ولیدر هنگامه دلسردی‌ها شانس دیگری به او روی آورد.

او توانست با استفاده از یک بورس تحصیلی به ترکیه برود و درکنسرواتوار آنکارا در رشته آهنگسازی تحصیل کند.

ثمینباغچه بان در همان آنکارا با "اولین" دختری از همدوره‌های خود ازدواج کردو در سال ۱۳۲۹با ذهن و اندیشه‌ای پرورده به ایران بازگشت. اولین همیشهیار و مددکار ثمین بود.

او که در رشته پیانوو آواز درس خوانده بود، پس از بازگشت به ایران کوشید بیشترین توان خود رابرای تفسیر آفریده‌های همسر خود به کار گیرد. ثمین خود همیشه می‌گفت اگرنامی در میان آهنگسازان ایران یافته به همت اولین بوده است.

اولینعلاوه بر این، سه گروه آواز جمعی بنیاد کرد. گروه کر هنرستان عالی موسیقی،گروه کر تهران و گروه کر فرح پهلوی. او جدا از سرپرستی گروه‌های آواز جمعیبه عضویت سازمان اپرای تهران در آمد وبا صدای گرم خود در تالار رودکی درنقش‌های مختلف اپرائی ظاهر شد.

و اما ثمینپس از بازگشت به ایران در همان هنرستانی که فرا گیری موسیقی را آغاز کردهبود، به آموزش موسیقی پرداخت. او هفده سال تمام استاد هارمونی در هنرستانبود.

آفریده‌ها

با گشایش تالار رودکی در سال ۱۳۴۸ ثمین باغچه بان نیز چونتنی چند از آهنگسازان دیگر به استخدام این سازمان در آمد.

"زالو رودابه" نام نخستین اثر صحنه‌ای اوست که با الهام از شاهنامه فردوسی،برای اجرا در شب گشایش تالار آفریده شده است. بنیاد گروه‌های آواز جمعی ازسوی همسر نیز، او را برانگیخت که با کار روی ترانه‌های بومی ایران، قطعاتیبرای آواز و گروه بیافریند.

در میان قطعاتبازمانده از ثمین در وهله نخست می‌توان از " بومی وار" او یاد کرد. کهخودش به آن دلبستگی بسیار داشت و می‌گفت بیست سال منتظر مانده تا دری بهتخته‌ای بخورد و آن را با ارکستر سنفونیک تهران اجرا کند. " درخت سرو" یکیدیگر از کارهای او در زمینه موسیقی بومی است، که برای ارکستر بزرگ، گروهکر آواز جمعی و تکخوان، نوشته شده و بر محور این دو بیتی معروف می‌گردد.

درخت سرو بودم، کنجبیشه

تراشیدن مرا باضرب تیشه

تراشیدن مرا قلیونبسازن

که آتیش بر سرمباشه همیشه

فضاسازی‌های درخشان ثمین از وهم بیشه، انتظار و سوزش آتش، درخت سرو را به یکیاز زیباترین قطعات موسیقی پیشرو تبدیل کرده است. "شلیل" و "ویرانه" نیز ازقطعات بومی تنظیم شده از سوی ثمین است که ارزش‌های ویژه خود را دارد.

"پرستندگانو سپاهیان" برای گروه آواز جمعی و ارکستر، " که داند که.." و "منعاشقی‌ام" برای آواز جمعی، تکخوان ارکستر، " متل" برای آواز جمعی، پیانو وسازهای ضربی و " شعله سه رنگ" از دیگر آثار به یاد ماندنی او به شمارمی‌آید.

 

بشنوید : "نوروز تو راهه " __ از مجموعه ء رنگین کمون

ثمینقطعات برانگیزاننده‌ای نیز برای کودکان ساخته که تعدادی از آن‌ها را موسسهماهور، زیر عنوان "رنگین کمون" به بازار فرستاده است. ثمین، رنگین کمون رابه پدرش اهدا کرده که "اولین شعرها و سروده‌ها را به او یاد داده و برایشدفترچه نقاشی و مدادهای رنگی خریده... و دستش را گرفته تا بتواند تصویراولین آهو، کشتی، کلاغ، خورشید و آدم‌ها را بکشد..."

اجرایقطعات رنگین کمون را شماری از اعضای ارکستر سنفونیک رادیو وین، به رهبری"توماس کریستیان داوید" بر عهده داشته‌اند و متن‌ها را بهجت قصری(سوپرانوو اولین باغچه بان( متسو سوپرانو) خوانده‌اند.

زندگینامه ثمین باغچه بان کامل نخواهد بود اگر از کوشش‌های او در زمینه ادبیاتسخن به میان نیاوریم. او از نادر موسیقیدانان ایرانی بود که دستی توانا درنوشتن داشت و گزارش و نقد و قصه می‌نوشت.

درسفر ترکیه، به " ناظم حکمت" شاعر چپ گرای ترک علاقمند شد و در بازگشتبهایران، برخی از آثار او را به فارسی برگرداند. بعدها به ترتیب سراغ "عزیزنسین" و "یاشار کمال" رفت و کارهائی از آن دو را نیز به فارسی در آورد.

ثمینخود می‌گفت که نخستین معرف شاعران و نویسندگان برجسته ترک به جامعه فرهنگیایران بوده است. در جمع دوازده جلد کتاب از ثمین به یادگار مانده که غالبآن‌ها به چاپ‌های بعدی رسیده است. دو سه متن دیگر نیز در دوره مهاجرت بهترکیه( از سال ۱۹۸۴ به بعد) فراهم آورده بود و در جستجوی ناشری امین بودکه آن‌ها را به دستش بسپارد و چنین نشد.

محمود خوشنام