• Untitled-1
  • Untitled-2
  • Untitled-3
  • Untitled-4
  • Untitled-5
  • Untitled-6
  • Untitled-7
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 Rating 3.75 (2 Votes)
سنندج ــ باید همه انسان ها به ویژه بیماران با انواع دردها و عوامل منفی زندگی مبارزه کنند و برای لذت بردن از زندگی و بهبود در مشکلات و ناراحتی های روحی و روانی و غیره با هنر و انواع آن دم خور باشند، چون ارتباط با هنر نقش مؤثری در تقویت روحیه دارد و لازم نیست همگی هم هنرمند شوند ولی همه می توانند با هنر تماس داشته باشند و می توانند در گلستان هنر قدم بردارند و آرامش بگیرند.
 
کُردپرس ــ همه آثار هنری سرشار از پیام، اشاره و هدف است و به نوعی تمایلات، روحیه و آرزوهای صاحب اثر و وضعیت یک جامعه را نیز نشان می دهد و یک اثر هنری تأثیرات بی شماری در روحیه و دیدگاه افراد جامعه می تواند داشته باشد و دارد و بخشی از نیازهای یک اجتماع را به تصویر کشیده و در بیشتر موارد می تواند زمینه رفع آن را فراهم کند.
مصائب روحی انسان وقتی که به روش و طریق مختلف بیان می شود باعث آرامش و تسکین آلام روحی، عاطفی و فشارهای درونی وی می باشد و در کنار این مهم خواست ها و تمایلات و آرزوها و حتی اعتراضات خود را نشان می دهد و در اصطلاح یک اجتماع نقش ارزشمندی را ایفا می کند و امروزه این نقش بسیار مهم بر عهده هنرمندان قرار گرفته و هنر به عنوان یک وسیله و هدف متعالی در جوامع، سودمندی و تأثیرگذاری مثبتی را ایجاد می کند که افزایش اعتماد به نفس در بین افراد جامعه، تأثیر در ارتقاء شخصیت فرهنگی افراد، رشد شخصیت فردی و اجتماعی، شکل گیری هویت جامعه، بخشیدن آرامش و صبوری به انسانها و درمان بیماریها و دهها مورد دیگر از جمله این فواید است.
امروزه هنر نقش مثبت فراوانی در خیلی از بخش ها و حوزه ها را بر عهده گرفته است که هنر درمانی چه به صورت تجربه ای و چه به صورت حرفه ای و تخصصی آن در خیلی از جوامع به عنوان یک الگو و معیار تحقق و مورد اجرا قرار گرفته است.
هنر درمانی یک خدمت تخصصی انسانی است اما در خیلی از موارد هم به صورت تجربه ای و در زندگی روزمره و عادی افراد شاهد درمان بیماری ها از طریق هنر بوده اند که نشانگر تأثیر آن در روح و روان بر بیماران به صورت قابل توجه ای بوده است چون تحقیقات سالهای اخیر نشان داده است که هنر می تواند تأثیر شایان و قابل توجهی بر بیماران در بهبود برقراری ارتباط و غلبه آنان به استرس و ترس ناشی از بیماریشان داشته باشد.
هنر درمانی، روشی برای درمان بیماریهای مختلف به ویژه روحی در تمام سنین است و با استفاده از آن می تواند زمینه سلامت و بهبودی بیماران را در خیلی از بیماریها فراهم کند و تقویت روحیه، آرامش بخشی و ارتقاء روحیه درونی بیمار از این مهم بدست می آید.
اگر چه ما ایرانی ها همگی از هنر درمانی اطلاعات کمی داریم و یا آشنایی مناسبی در ارتباط با آن نداریم و کمتر از آن بهره گرفته و می گیریم اما همواره منازل و خانه های خود را با آثار هنری آراسته ایم و بدون توجه به نقش هنردرمانی از مزایای مفید این آثار در زندگی عادی خودمان بهره ها گرفته ایم.
باید گفت: در واقع هنر درمانی شامل طیف وسیعی از کاربردهای درمانی است که از هنرهای شنیداری و دیداری مانند موسیقی و نقاشی تشکیل شده است که نقاشی و طراحی و مجسمه سازی یکی از ابزارهای هنردرمانی به صورت تخصصی است اما در این گفتگو به صورت خودمانی و با نگاه و دیدگاهی تجربه ای بیانات و سخنان استاد توانمند نقاشی و مجسمه ساز کردستانی کاک هادی ضیاءالدینی را می بینیم و نقطه نظرات این هنرمند فعال و دلسوز را در ارتباط با هنر و تأثیرات آن در زندگی و درمان بیماری ها می شنویم.
در ابتدا باید گفت: هادی ضیاءالدینی هنرمندی نیست که برای کسی ناشناخته باشد وی با فعالیت‌ها و تلاش‌هایش صاحب آثار و افتخاراتی است که او را در زمره بزرگترین هنرمندان این دیار قرار داده و با خلق آثاری در زمینه‌های نقاشی و به ویژه مجسمه‌سازی در راستای خدمت به فرهنگ و هنر این مرز و بوم از خود چهره‌ای فعال و دلسوز هنری ساخته و در شناساندن آداب و رسوم و هنر ایرانی‌ها و به ویژه کردستان به جهانیان گام‌های مؤثری برداشته است.
هادی ضیاءالدینی در سال 1335 در محله «جورآباد» سنندج در خانواده‌ای فرهنگی و متدین به دنیا آمده و در دوران ابتدایی روی به نقاشی می‌آورد و بعد از این مقطع اولین قدم‌ها را در امر یاد گرفتن مجسمه‌سازی برمی‌دارد. در سال 1356 وارد دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران می‌شود و «هانیبال الخاص» اولین و یکی از تأثیرگذارترین استادان هادی می‌باشد که در زمینه طراحی مقدمات و نیز پیشرفت ضیاءالدینی را هموار می‌کند و زنده‌یاد «هانیبال الخاص» تا پایان عمرش (این استاد در شهریور ماه سال 89 دار فانی را وداع گفت) در کنار هادی باقی ماند و خود هادی ضیاءالدینی تا آخرین لحظات عمر این استاد برجسته از وی بهره گرفت و همواره از او به عنوان استادی توانا و دلسوز یاد کرده و می‌کند، ضیاءالدینی به دلیل قیام‌های مردمی در سال‌های اولیه انقلاب و پیروزی انقلاب اسلامی با چند سال تأخیر در رشته نقاشی فارغ‌التحصیل می‌شود و موفق به گرفتن مدرک لیسانس این رشته می‌شود.
هادی ضیاءالدینی در زمینه مجسمه‌سازی به ساخت و نصب پیکره‌های بی‌شماری اقدام کرده است که به نمونه‌هایی از آنها اشاره می‌شود: ساخت و نصب پیکره «آزادی» در میدان آزادی سنندج، ساخت و نصب پیکره «مولوی کرد» در میدان مولوی کرد سنندج (چهار راه صفری)، ساخت و نصب پیکره «استاد هیمن» در میدان استاد هیمن مهاباد، ساخت و نصب پیکره «استاد هه‌ژار» در میدانی به همین نام در مهاباد، ساخت و نصب پیکره «مستوره اردلان» در شهر اربیل کردستان عراق، ساخت و نصب مجسمه «شیخ محمود برزنجی» در شهر سلیمانیه کردستان عراق، ساخت و نصب مجسمه «کارگر» «محمد قاضی»، ساخت و نصب برجسته «زیویه» در ورودی پارک آبیدر سنندج و ده‌ها مورد دیگر.
کاک هادی در زمینه برگزاری نمایشگاه‌های نقاشی به صورت انفرادی و جمعی حضوری مؤثر داشته و با برپایی ده‌ها نمایشگاه در داخل و خارج از کشور اقدامات و تلاش‌های شایسته‌ای از خود نشان داده است. برپایی نمایشگاه‌های داخلی در تهران، سنندج، اصفهان، تبریز، ایلام، کرمانشاه، سقز و... و خارج از کشور در سویس، انگلستان، قزاقستان، چین، کویت، سوریه، عراق، کردستان عراق از آن جمله‌اند.
برای شروع این گفتگو از ایشان پرسیدم که من هر وقت شما را دیدم و یا ارتباطی داشتم شما مشغول کار بودید و در هر دو زمینه مجسمه‌سازی و نقاشی بسیار پرکار هستید آیا از کار کردن خسته نشده‌اید؟ و آیا وقتی برای استراحت دارید؟
کاک هادی در جواب گفت: من هنوز خود را شاگرد راه هنر می‌دانم و با وجود تجربیاتی که کسب کرده‌ام برای رسیدن به آنچه که آرزویش را دارم و در راستای خدمت به فرهنگ و هنر غنی این دیار باید باز هم بکوشم و این را وظیفه خود می‌دانم همانگونه که خیلی از هنرمندان این مرز و بوم چنین عقیده‌ای دارند اما همیشه آرزو کرده‌ام که ای کاش چیزی به نام خواب وجود نداشت تا من تمام ساعات شبانه‌روز را مشغول به فعالیت می‌شدم و جمله استادم «هانیبال الخاص» را هرگز فراموش نکرده‌ام که می‌گفت: طراحی کنید، طراحی کنید، طراحی کنید، آنقدر که خسته شوید و بعد برای اینکه خستگیتان برطرف شود طراحی کنید. و من نیز این توصیه و نصیحت را با جان و دل پذیرفته و به آن اعتقاد دارم و فکر می‌کنم به این گفته عمل کردن برای هر کسی لذت و موفقیت را در پی خواهد داشت.
ضیاءالدینی افزود: هنرمندان نقاش نظر و نگاه تکنیکی دارند اما مردم ارتباط حسی برقرار می‌کنند و نهایت تکنیک هم این است که ما به چه شیوه‌ای بتوانیم مخاطبانمان را تحت تأثیر قرار بدهیم.
از وی در ارتباط با نوع تابلوهایی که وجود دارد و در اکثر آنها خورشید، روشنایی و نور وجود دارد پرسیدم و آیا اینکه کشیدن آنها تعمدی بوده یا نه؟ جواب داد: من در کارگاه و در منزل تابلویی را می‌کشم و بعد آن را کنار می‌گذارم و به نقاشی بعدی می‌پردازم و اصلاً توجهی به ارتباط تابلویی با تابلوی دیگری ندارم و تعمدی در کار نبوده اما کشیدن تابلوها در ارتباط با درونیات و افکار خودم می‌باشد که قبلاً در ذهنم نقش بسته و از وضعیت موجود جامعه‌ام شکل گرفته است. به هر حال در بیشتر آثار همانگونه که خودتان اشاره کرده اید به نوعی امید، روشنایی و برجستگی نور بر تاریکی وجود دارد.
تفاوت هنرمند با دیگر افراد جامعه زبان بیانی و حساسیت نسبت به پدیده هاست
وی در ارتباط با نقش و جایگاه یک هنرمند در جامعه و تاثیرات فعالیت و آثار تولیدی اش اظهار داشت: هنرمند نیز مانند هر انسانی در جامعه زندگی می کند و با بقیه مردم به زندگی روزانه اش مشغول می شود و فرقی با دیگر افراد ندارد اما دو تفاوت اساسی در این موضوع وجود دارد که هنرمند را از دیگر افراد جامعه شاخص تر می کند یکی ابزار کار و زبان بیانی او و دیگری حساسیتش نسبت به پدیده ها و اتفاقاتی که دور و برش می افتد و نسبت به آن واکنش و رویکردی متفاوت با دیگر افراد دارد مانند بیان و واکنش و حساسیت هنرمندان کُرد به حادثه و موضوع انفال مردم عراق به ویژه کُردها توسط رژیم بعثی و شیمیایی شدن حلبچه و دهها مورد دیگر.
ضیاءالدینی افزود: اصولاً هنرمند بخاطر نوع کار و دم خوری که با مسائل احساسی دارد، حساس تر و مسئولانه تر از مردم عادی پخته می شود و این حساسیت سبب می شود که تمام اتفاقات و پدیده های محیط را حساس تر و با در خور توجه ویژه ای نسبت به مردم ببیند و به آن عکس العمل نشان بدهد و در جریان این برخورد (برخورد هنرمند با محیط) مسائل مادی روزمره و آداب و رسوم و رفتارهای اجتماعی مردم را زوم و برجسته کرده و نسبت به نیازهای اجتماعی گزینش انجام می دهد تا مردم از نگاه و چشم و آثار او و واقعیت های دور و بر را بهتر ببینند و به آن توجه کنند.
این خالق مجسمه زیبا و ماندگار میدان آزادی سنندج با بیان اینکه هنرمند با استفاده از عوامل دیداری، شنیداری و نوشتاری واقعیت های بیرونی را تبدیل به اثر هنری می کند و وقتی که این مسائل و موضوعات در قالب هنر جای گرفت می تواند تأثیرش از خود واقعیت زیاتر و بیشتر و بهتر باشد بیان داشت: هر چند کار و فعالیت یک هنرمند و وظیفه اش فقط فراهم کردن آرامش نیست و بسی فراتر و ارزشمندتر از این مهم است و در کنار پرداختن به وظیفه اصلی اش باید تشخیص بدهد آرامش، شادی، تمرکز، تشویق و یا موارد دیگری کدام یک موردنیاز و خواست جامعه است و بعد آن را بازتاب بدهد.
از ضیاءالدینی در ارتباط با تأثیر هنر در درمان مشکلات روحی و به ویژه بیماری ها که بیشتر مورد توجه این نشست می باشد پرسیدم که در جواب گفت: در کشور فرانسه بیمارستانی وجود دارد به نام بیمارستان رنگ درمانی، بیماران روانی و روحی در این بیمارستان صرفاً به وسیله تأثیرات روحی و روانی رنگها درمان می شوند، رنگ هم یکی از عوامل بیانی هنرهای دیداری است که مشابه این موضوع نیز در موسیقی صدق می کند و چگونگی استفاده از ترکیب نت ها می تواند آرام بخش و التیام بخش باشد و روحیه و درون و ذهن بیمار را برای تلاش جهت بهبودی و دادن امید به سلامتی بیشتر می کند.
وی در ادامه افزود: هنرمند نمی تواند تأثیرات مستقیم فیزیکی داشته باشد، منظورم همان فعالیت و اقداماتی است که یک دکتر یا یک متخصص برای بیمار انجام می دهد اما می تواند از طریق هنر روح و روان و تأثیرگذاری لازم را برای درمان و شفا یک بیمار فراهم بکند و تأثیر هنر در این موقعیت ها بسیار ارزشمند است.
وی در جواب خبرنگار ما نسبت به نحوه مشارکت های مردمی هم از لحاظ معنوی و هم از لحاظ مادی جهت کمک و یاری رساندن به بیماران و کسانی که دچار بیماریهایی مانند MS و سرطان خون و سرطان روده و انواع آن را دارند چه دیدگاهی دارد افزود: در مرحله اول فراهم کردن یک زندگی ساده و بدون دغدغه با تامین و امنیت کاری و آسایش اجتماعی از وظایف هر دولتی است و در کنار این مهم اگر کسانی دچار بیماری های حاد و سخت شدند و توان مادی هم نداشتند باید دولت شرایط معنوی و به ویژه مادی برای تامین درمان و جهت بهبودی آسان را فراهم کند اما جدای از محقق شدن یا نشدن این موضوع، مردم جامعه هم نباید نسبت به چنین اتفاقات و نگرانی هایی همنوعان خود بی تفاوت باشند و هر کسی بنا به شرایط روحی و فکری خود و یا با هر توان مالی در این راستا می تواند مؤثر باشد و این خوب است و در جامعه ما در ایران و به ویژه کردستان این فرهنگ روز به روز بیشتر مورد توجه مردم قرار می گیرد اما باز هم باید گفت نباید بی تفاوتی مسئولان شرایط را برای نیازمندان این عرصه سخت تر بکند تا همه چیز را از مردم بخواهیم.
ضیاءالدینی در ارتباط با نقش و تأثیر هنرمندان در همراهی و کمک به نهادهای مردمی و انجمن های حمایت از بیماران مانند بیماران سرطانی اظهار داشت: به نظر من هنرمندان می توانند از دو شیوه نقش و تأثیر مثبتی را در این راستا ایجاد کنند یکی با ارائه کار و اجرای برنامه های نمایشی و موسیقایی و برگزاری نمایشگاههای تجسمی و نقاشی و عکس و... تا از درآمد و فروش این فعالیت ها، نهادها و انجمن های این حوزه ها را حامی و همراه باشند و شیوه دیگر نیز که شاید این روش تأثیر بیشتری هم داشته باشد این است که هنرمندان با ارائه آثار و هر روش مناسب دیگری به تبلیغ و تشویق مردم به حضور بیشتر در مسائل و موضوعات انسانی و فرا خواندن آحاد جامعه به همکاری و همدلی و همیاری و شرایط کمک مردم به افراد نیازمند و بیماران را فراهم کنند و این موضوع و فعالیت امروزه توسط هنرمندان کردستانی مورد توجه بوده و می طلبد بیشتر به آن اهتمام ورزیده شود.
وی تصریح کرد: در دور و بر همه ما به طور کلی مسائل و موضوعاتی وجود دارد که زیبا، جذاب و دل انگیز هستند و موضوعاتی هم هستند که بالعکس این ارزشها هستند و نه تنها یک هنرمند بلکه خصلت و ویژگی یک انسان مسئول، ترویج و تبلیغ زیبایی ها و ارزشهای مثبت جامعه و همدلی بین همدیگر و مبارزه با عوامل منفی در جامعه است و حرکت در این راه تنها با اراده و روحی سالم می تواند میسر شود و ما همه می توانیم انتخاب کنیم یا زیبایی ها و سلامتی و نشاط را یا مسائل منفی و ناامید کننده را و همه انسانها بلکه افراد بیمار هم باید با تقویت روحیه و استفاده از عوامل مثبت زندگی نسبت به درمان خود اقدام کنند و در ابتدا به این نکته فکر کنند همه می میریم و این یک حقیقت الهی بوده اما در واقعیت مرگ پایان زندگی نیست. هر چند باید برای زنده ماندن و استفاده از تمام لحظات تلاش کرد اما مرگ و زندگی دست خداست و باید با توکل به پروردگار در ابتدا برای مبارزه با بیماری مبارزه کنند و در مرحله دوم در مدت درمان از تمام اوقات بهترین و بیشترین استفاده را ببرند و اجازه ندهند پوچی و ناامیدی بر آنها غلبه کند و سعی کنند به این نکته هم فکر کنند که برای به میراث گذاشتن و ماندگار شدن آثار خوب در طول زندگی تلاش کنند و لازم نیست این آثار علمی، هنری و یا صنعتی باشد، بلکه محبت به همنوع، رفتار خوب با دور و برها و همسایه ها یک اثر ماندگار است و در ادامه هم برای غلبه بر بیماری با این روحیه ای که اشاره کردم امیدوارانه و مصمم و توانمند و عالی تر از دیروز بکوشند و اجازه ندهند ناملایمات و خستگی و کمبود دارو و... در این راه پرامید دلسردشان کند.
باید تمام انسان ها با دردهای زندگی مبارزه کنند
هادی ضیاءالدینی در پایان این گفتگو باز هم با تاکید بیان داشت: باید همه انسانها به ویژه بیماران با انواع دردها و عوامل منفی زندگی مبارزه کنند و برای لذت بردن از زندگی و بهبود در مشکلات و ناراحتی های روحی و روانی و غیره با هنر و انواع آن دم خور باشند، چون ارتباط با هنر نقش مؤثری در تقویت روحیه دارد و لازم نیست همگی هم هنرمند شوند ولی همه می توانند با هنر تماس داشته باشند و می توانند در گلستان هنر قدم بردارند و آرامش بگیرند و برای ارتقاء آن و روحیه و درون خود زیبایی های زندگی و دنیا را ببینند و در پایان سخنانم حدیثی از پیامبر را برای یادآوری خود و همنوعانم بازگو می کنم چون یک قوت و ارزش والا و انسانی است برای ادامه زندگی و کمک به همنوعان و نیازمندان و بیماران، نه با یک نگاهی که ترحم آمیز باشد بلکه با نگاهی که همه برای رفع مشکلات همدیگر بکوشیم و برای لذت از زندگی و در کنار هم زندگی کردن آن را به کار بگیریم که می فرماید: هر آنچه را که برای خود می خواهی و می پسندی برای دیگران هم بپسند.
گفتگو: یحیی صمدی آذرماه 91