• Untitled-1
  • Untitled-2
  • Untitled-3
  • Untitled-4
  • Untitled-5
  • Untitled-6
  • Untitled-7
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 Rating 0.00 (0 Votes)

83 جایگاه موسیقی درمانی در پزشکی

در مطالب قبل در رابطه با موسیقی و تاثیرات آن بر روی انسان و همچنین استفاده از موسیقی در پزشکی صحبت کردیم. در این مطلب قصد داریم برای شما به طور کامل موسیقی درمانی و جایگاه آن در پزشکی و همچنین موارد استفاده از آن را شرح دهیم.

موسیقی درمانی چیست؟

اصوات موسیقی به علت برخورداری از بار هیجانی و عاطفی تاثیرات عمیقی بر روحیات شخصیت و پرورش عواطف انسانی می گذارند و در تعدادی از شاخه های طب جایگزین مانند طب سوزنی هومئوپاتی و آیورودا نقش عمده ای در درمان دارند.امروزه به علت نگرش علمی و روش مند به موسیقی در درمان امراض موسیقی درمانی به عنوان رشته ای مستقل مورد توجه قرار گرفته و در حكم روشی مكمل برای درمانهای رایج پزشكی تعریف شده است كه منظور از آن استفاده تجویز شده از تحریكات موسیقایی یا فعالیتهای آن برای كاهش ناتوانی و بیماری و تغییر حالات ناسازگار از طریق توانبخشی توقف و درمان علائم بیماری است كه زیر نظر پرسنل آموزش دیده صورت می گیرد. در این رشته موسیقی به عنوان ابزار و موسیقی درمان گر به عنوان فرد متخصص در برخی از بیماری ها شرایطی را (با توجه به شدت آن بیماری) ایجاد می كنند كه می تواند بیمار را در یك روند مثبت صعودی درجهت كاهش استرس ها و ارتقا سلامت قرار دهد و این شرایط ممكن است متناسب با جنس و سن بیمار و شدت بیماری در امراض مختلف متفاوت باشد.در مورد كاركرد موسیقی در پزشكی پژوهش های گوناگون و معتبری صورت گرفته است كه تعدادی از آن ها بر روی علائمی چون ضربان قلب، فشارخون، دردهای گوناگون، تنفس، واكنش های پوستی، هورمونهای آدرنالین، پرولاكتین، كورتیزول، امواج مغزی، كتكولامین ها، استروئیدها، الكترومیوگراف، عوارض جانبی داروها، مدت استفاده از داروها و مدت بستری بودن و بسیاری موارد دیگر متمركز بوده است.

به طور كلی اهداف درمانی این پژوهش های موسیقایی را می توان در هشت محور عمده خلاصه كرد :

۱. پیشگیری، آموزش و یادگیری

۲. كاهش دردهای گوناگون پزشكی و دندان پزشكی

۳. كاهش تنش ها و نگرانی های ناشی از جراحی آسیبها و بیماریها

۴. توان بخشی بعد از جراحی آسیب ها و تصادفات

۵. كاهش خستگی حاصل از تنوس های عضلانی (گرفتگی های عضلانی ) و كاركرد ماهیچه

۶. كاهش عوارض جانبی دارو ها

۷. كاهش مدت استفاده از دارو ها

۸. كاهش طول مدت درمان و بستری بودن

علاوه بر تاثیرات درمانی یادشده موسیقی می تواند برای ارتقا برخی از فاكتورهای رفتاری در افراد سالم موثر واقع شود.مثلاٌ در صنعت از دوش موسیقی برای افزایش بازده تولید و آرامش روانی كاركنان استفاده می شود. تاثیرات انواع موسیقی بر فرایندهای حافظه یادگیری، دقت، ادراكات حسی، سیستم عصاب حركتی و … نمونه هایی از این مقوله اند. پژوهش های انجام شده درباره حس آمیزی رابطه متقابل تاثیرات روانی برخی از نت ها و گامهای موسیقی را با رنگهای مختلف آشكار می سازد. مثلاٌ روان پزشكان رنگ قرمز را به گام دوماژور و رنگ سبز مایل به آبی را به گام لاماژور نسبت داده اند.

موسیقی در زمینه شناخت و كمك به رفع مشكلات رفتاری نیز كاربرد فراوانی دارد و این تغییرات رفتاری خاصه در سنین رشد و كودكی حائز اهمیت است. علت این تاثیر گذاری این است كه هنر به طور كلی و در این جا موسیقی با توجه به بار عاطفی آن به عنوان نوعی وسیله تخلیه روانی به كار برده می شود و كودكانی كه دچار تنش و فشار روانی هستند با برون فكنی فشارها و هیجانات از طریق موسیقی، به حد مطلوب هیجان و آرامش دست می یابند. به استثنای مواردی كه مشكل كودك ریشه جسمی یا ارگانیك (اندامی) دارد تاثیر موسیقی در رفتار كودك در مقایسه با سایر شیوه های دیگر از جمله دارو درمانی موفق تر بوده و بیش از هر روش دیگری در تعدیل رفتارهای كودك موثر است اگر چه در مورد نقصهای ارگانیك نیز نقش موسیقی را نباید از نظر دور داشت.مهم ترین ویژگی ازتباطی موسیقی جنبه غیر كلامی آن است كه می تواند در درمان اهمیت اساسی داشته باشد. موسیقی واسطه با ارزشی برای ایجاد ارتباط مجدد با واقعیت در مورد افرادی است كه از واقعیت و اجتماع بریده اند(بیماران اسكیزوفرنی). موسیقی، نوعی محرك احساسی قوی و تجربه ای چند حسی است : تحریك شنوایی از طریق اصواتی كه شنیده می شوند تحریك لمسی از طریق ارتعاشاتی كه قابل احساس هستند و نیز تحریك بینایی توسط اجرای زنده آن. مثلاٌ كسب موفقیت در فعالیتهای موسیقایی می تواند احساس ارزش فردی را تقویت كند. به علاوه موسیقی به عنوان انتقال دهنده اطلاعات انتقال دهنده تقویت كننده ها و زمینه ای برای یادگیری و انعكاس مهارتها نیز می تواند مورد استفاده قرار گیرد.

مهارت های لازم

بررسی علمی هر پدیده در جهان منوط به شناخت اجزا عناصر تشكیل دهنده و نسبتهای لازم و متعادل در میان آنها و نیز بررسی طرز قرار گرفتن هر یك از اجزا و نسبت روابط و وظایف آنها با یكدیگر است . در مبحث موسیقی درمانی كه دو جنبه موسیقایی و پزشكی درآن مطرح است داشتن اطلاعاتی جامع برای درك و دریافت موسیقی روان شناسی موسیقی، تئوری موسیقی، تاریخ موسیقی و همچنین شناخت دقیق جوانب مختلف جسمی و روانی انسان از دیدگاه علوم فیزیولوژی (كاركرد صحیح اجزای بدن) و پاتولوژی (آسیب شناسی) برای «موسیقی درمانگر » الزامی است. علاقه و اشتیاق یه كار و پذیرش مسئولیت حرفه ای از تعهد نسبت به این رشته احرتام ره حقوق درمان جویان و داشتن روحیه تحقیق از ویژگی های مهم یك «موسیقی درمانگر» است. بنابراین او باید مهارت های تكنیكی و تفسیری پیشرفته را حد افل در یك وسیله اجرای موسیقی بداند و در توسعه و گسترش روابط بین افراد از طریق فعالیتهای موسیقایی مهارت كامل داشته باشد. از طرفی چون ریشه و پایه تمام بحثهای روان شناسی به نوعی به مغز و اعصاب مربوط می شود و با توجه به این كه فرایند درك موسیقی در مغز انسان صورت می گیرد ضرورت بحث عصب شناختی پیرامون موسیقی آشكارتر می شود . موسیقی می تواند از طریق ایجاد تحریكاتی در قسمتهای مختلف سیستم عصبی به طور وسیعی بر بسیاری از اعضا و اندام های انسان از نظر ادراكات حسی و كاركردهای عملی موثر واقع شود و باعث پویش جسم و روان انسان در حالت سلامتی و بیماری گردد.

تكنیك ها و روشهای موسیقی درمانی

شنیدن موسیقی به طور غیر فعال / در این روش بیش تر بیماران موسیقی دلخواه و انتخابی خود را می شنوند و در مواردی می توانند از هدفون استفاده كنند و اجازه دارند صدای ضبط را كنترل و نوار را دستكاری كنند. كاهش درد اضطراب و استرس ناشی از بیماری و استفاده كمتر از داروهای بی حسی و یا كاهش عواض جانبی داروها و در نهایت كوتاه كردن مدت استفاده از دارو و بستری شدن از هدفهای عمده درمانی در این روش است. انتخاب موسیقی مورد علاقه بیمار بر اساس تجربیات، روحیات، منش و خلق و خوی وی معمولاٌ با برانگیخته شدن خاطراتی همراه خواهد بود كه قبلاٌ تجربه شده و تهییج این خاطرات خود موجب تحریكاتی هیجانی در سطح سیستمهای خود آگاه و ناخود آگاه عصبی و مغزی می شود و پی آمدهای مختلفی را بر جای خواهد گذاشت كه باید توسط متخصص این رشته یعنی «موسیقی درمانگر» تا رسیدن به هدف نهایی پیگیری و كنترل شود و تداوم داشته باشد.

۲. همكاری فعال در فعالیتهای موسیقایی :

در این روش بیماران برای هماهنگی های عضلانی و تنفسی به انجام تمرینات مناسب ریتمیك می پردازند و از موسیقی برای حركات بدنی، خواندن و نواختن استفاده می كنند. مثلاٌ سازهای بادی برای افزایش گنجایش ششها مورد استفاده قرار می گیرند. در این روش از ریتم و سبك موسیقی مناسب با نیازهای بیماران استفاده می شود. به عنوان مثال موسیقی محرك مانند دیسكو برای حركات قوی و موسیقی آرام مانند والس برای انجام حركات روان و سیال به كار می روند و در موارد دیگر به تمرین تمركز بر روی عناصر و اجزای موسیقی از طریق شنیدن توصیه شده است. هدفهای عمده درمانی كه از این روش حاصل شده عبارتند از : كاهش درد همراه با حركات ریتمیك، افزایش توانایی های حركتی، افزایش قدرت و مدت حركت در نارسایی های عضلانی، افزایش گنجایش تنفسی و نمونه های متعدد دیگر

۳. موسیقی و مشاوره :

در این روش از موسیقی برای بحث و گفت و گو و یاد آوری خاطرات بیماران به منظور افزایش مكالمه مثبت و ارتباط نزدیك با یكدیگر استفاده شده است. ترغیب بیشتر بیماران به شروع گفت و گو و بحثهای موسیقایی و سخن گفتن پیرامون هر چیزی جز بیماری بر تحمل و سازگاری بیماران با شرایط بیمارستانی می افزاید. هدف عمده این روش كاهش استرسها، نگرانی ها، ترسهای ناشی از بیماری و جراحی و افزایش ارتباطات بین فردی و ایجاد آرامش و امیدواری در بیماران است.

۴. موسیقی و رشد :

در این روش عمدتاٌ از موسیقی به عنوان محركی تقویت كننده استفاده می شود و با آن افراد مختلف مخصوصاٌ كودكان را به انجام تمرینات موزیكال ترغیب می كنند كه تقویت رفتارهای خاص خودیاری و یادگیری می انجامد. هدف عمده این روش افزایش یادگیری و توان بخشی بیماران و جلوگیری از واپس روهای رشدی است.

۵. موسیقی و محرك :

در این روش موسیقی برای تقویت حواس بینایی، لامسه و شنوایی به كار می رود و غالباٌ با فعالیتهای خوشایندی همراه می شود و تحریكهای شنوایی و لامسه را فراهم می كند. در مواردی نیز در این روش از نمایش برای هدایت تصویر و تخیل بیماران استفاده شده است. این روش ضمن داشتن كارایی در درمان بیمارانی كه دچار نقیصه های حسی و حركتی هستند تاثیر بارزی در كاهش افسردگی و اضطراب معلولین دارد.

۶. موسیقی و بازخورد زیستی :

در این روش از موسیقی برای تقویت پاسخهای فیزیولوژیك استفاده می كنند و موسیقی را بازخوردهای زیستی بیماران همراه می نمایند و پاسخهای مطلوب را در آنان افزایش می دهند و به این ترتیب از ناراحتی های فیزیولوژیك می كاهند. برای مثال موسیقی را همراه با تنفس ریتمیك عمیق و یا حركات سیبك سازه در كاهش فشار خون، تنش های عضلانی، تشنجهای صرعی و دردهای میگرنی به كار گرفته اند.

۷. موسیقی و فعالیتهای گروهی :

در این روش بیماران در فعالیتهای گروهی موسیقایی مانند شنیدن، خواندن و نواختن شركت می كنند و ارتباط مثبت بین افراد و احساس بهبودی افزایش می یابد و متقابلاٌ احساس ناشی از دیدها و بیماری های مانند افسردگی و اضطراب كاهش پیدا می كند. شركت در كنسرتهای موسیقی درخواست آهنگاهای مورد علاقه اجرای موسیقی فی البداهه به طور گروهی و همچنین بحث های گروهی درباره موسیقی و تاثیر مثبت این فعالیتها از جمله مواردی است كه گزارش شده است .